معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
رضا مهدوی آهنگساز و مدرس دانشگاه در گفتگو با ایکنا با بیان اینکه هنر پس از انقلاب اسلامی باید در مسیر معرفی هم زمان هویت ایرانی و مبانی حکمت اسلامی حرکت می کرد، اظهار کرد: آنچه مسلم است، بعد از انقلاب اسلامی، به واسطه اینکه این انقلاب ماهیتی ایدئولوژیک و ارزشی داشت و پایه های آن بر مبانی حکمت اسلامی در کنار ملیت و مدنیت گذاشته شده بود، لازم بود به هنرهایی پرداخته شود که ریشه های عمیقی در گذشته ایران، چه در دوران ایران باستان و چه در ایران پس از پذیرش اسلام، دارند.
رضا مهدوی آهنگساز و مدرس دانشگاه در گفتگو با ایکنا با بیان اینکه هنر پس از انقلاب اسلامی باید در مسیر معرفی هم زمان هویت ایرانی و مبانی حکمت اسلامی حرکت می کرد، اظهار کرد: آنچه مسلم است، بعد از انقلاب اسلامی، به واسطه اینکه این انقلاب ماهیتی ایدئولوژیک و ارزشی داشت و پایه های آن بر مبانی حکمت اسلامی در کنار ملیت و مدنیت گذاشته شده بود، لازم بود به هنرهایی پرداخته شود که ریشه های عمیقی در گذشته ایران، چه در دوران ایران باستان و چه در ایران پس از پذیرش اسلام، دارند. پیامبر اکرم(ص) نیز بسیاری از اعیاد، مناسبت ها و سنت هایی را که پیش از اسلام وجود داشته، تأیید کرده اند؛ از جمله نوروز و برخی مناسک و آیین های دیگر. بنابراین هنر ایرانی پس از انقلاب باید به گونه ای حرکت می کرد که هر دو وجه هویت ایرانی و اسلامی را در کنار یکدیگر مورد توجه قرار دهد. آموزش هنر، تألیف در حوزه هنر و به طور کلی پرداختن به هنر باید به سمتی سوق داده می شد که این دو مؤلفه را هم زمان در خود داشته باشد.
وی ادامه داد: فراگیران هنر باید متوجه می شدند که ایران امروز، پس از حدود 1400 سال، از یک سو ادامه دهنده بخش هایی از ایران گذشته است و از سوی دیگر، در بسیاری از جلوه های فرهنگی و هنری گذشته نیز نوعی نگاه توحیدی در رفتار، کردار و آثار هنری وجود داشته است. از این منظر، پیوند میان هویت ایرانی و فرهنگ اسلامی موضوعی قابل فهم و پذیرش است و می توان آن را در بسیاری از آثار و سنت های فرهنگی مشاهده کرد. به همین دلیل بود که پس از انقلاب، نگاه به هنر تا حدودی متفاوت شد؛ البته منظور این نیست که هنر پیش از انقلاب به طور کامل فاقد چنین ویژگی هایی بود، بلکه تأکید تازه ای بر کارکردهای فرهنگی و ارزشی هنر شکل گرفت. از همین جا بود که این جمله مطرح شد که هنر باید پیام داشته باشد و از حکمت برخوردار باشد. در واقع، هنری مورد توجه قرار گرفت که در کنار جنبه های زیبایی شناختی، نسبت به مبانی دینی، فرهنگی و مدنی نیز تعهد داشته باشد.
این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که طی پنج دهه گذشته، هنر ایران تا چه اندازه توانسته از فرهنگ ایرانی ـ اسلامی در منطقه و جهان معرفی کند و در برابر جریان های ایران هراسی و اسلام هراسی نقش آفرینی داشته باشد، گفت: عملکرد در این زمینه بسیار بوده و نمی توان گفت فعالیتی صورت نگرفته است. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی از ابتدا چنین وظیفه ای را در خارج از مرزهای کشور برعهده داشته و رایزنی های فرهنگی و نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران نیز در این زمینه فعالیت کرده اند. در داخل کشور نیز بسیاری از دانشکده ها بر اساس سیاست ها و ساختارهایی که بعد از انقلاب فرهنگی شکل گرفتند، به آموزش هنر پرداختند و آموزشگاه های هنری و موسیقی نیز تحت نظارت دستگاه های مسئول فعالیت خود را ادامه دادند. بنابراین اگر بخواهیم مجموعه فعالیت های انجام شده را بررسی کنیم، نمی توان گفت در این پنج دهه اقدامی برای معرفی فرهنگ و هنر ایران صورت نگرفته است.
فراگیران هنر باید متوجه می شدند که ایران امروز، پس از حدود 1400 سال، از یک سو ادامه دهنده بخش هایی از ایران گذشته است و از سوی دیگر، در بسیاری از جلوه های فرهنگی و هنری گذشته نیز نوعی نگاه توحیدی در رفتار، کردار و آثار هنری وجود داشته استوی افزود: مسئله این است که چرا نتیجه این فعالیت ها آن گونه که انتظار می رود در افکار عمومی جهان احساس نمی شود و چرا بسیاری از مردم ممکن است با این ظرفیت ها آشنایی کافی نداشته باشند. یکی از دلایل این مسئله، هجمه گسترده ای است که از ابتدای انقلاب اسلامی علیه ایران شکل گرفته است. این هجمه بسیار پرحجم و پرهیمنه بوده و جریان های رسانه ای و فرهنگی قدرتمندی در برابر تلاش های ایران قرار داشته اند. هالیوود با گستردگی و امکانات اقتصادی و رسانه ای خود و مجموعه جریان هایی که با جمهوری اسلامی ایران مخالفت داشته اند، بخش قابل توجهی از ظرفیت خود را صرف تولید و انتشار تصاویری کرده اند که در بسیاری از موارد مانع دیده شدن فعالیت های فرهنگی و هنری ایران شده است. در چنین شرایطی، طبیعی است که برخی صداهای فرهنگی و هنری ایران نتوانند آن گونه که شایسته و بایسته است به گوش مخاطبان جهانی برسند.
این موسیقی دان تاکید کرد: با این حال، افرادی که در نقاط مختلف جهان علاقه مند به شناخت فرهنگ و هنر ایران بودند، آثار ایرانی را پیدا می کردند و با آن ارتباط می گرفتند. این ارتباط از طریق فستیوال ها و جشنواره ها، سفر به ایران، حضور سخنرانان و هنرمندان ایرانی در کشورهای مختلف، برگزاری نمایشگاه ها و فعالیت های فرهنگی شکل گرفته است. شاید حجم این فعالیت ها در ظاهر چندان زیاد نباشد، اما در حد امکانات و توان موجود، تلاش هایی صورت گرفته است.
وی با اشاره به ضرورت افزایش سرمایه گذاری در حوزه فرهنگ و هنر اظهار کرد: یکی از مسائلی که باید جدی تر مورد توجه قرار گیرد، میزان بودجه ای است که برای فرهنگ و هنر اختصاص داده می شود. همان طور که برای حوزه های مختلف کشور برنامه ریزی و سرمایه گذاری صورت می گیرد، فرهنگ و هنر نیز به بودجه و برنامه ریزی متناسب نیاز دارد. اگر قرار است فرهنگ یک کشور در داخل و خارج از مرزها معرفی شود، نمی توان بدون سرمایه گذاری مناسب انتظار داشت که این هدف به صورت گسترده محقق شود. در کشورهای پیشرفته، برای فرهنگ، هنر و نظام تربیتی سرمایه گذاری گسترده ای انجام می شود و این موضوع نشان می دهد که فرهنگ سازی یک فرایند هزینه بر و بلندمدت است. اگر می خواهیم هنر ایرانی در عرصه بین المللی حضور مؤثر داشته باشد، باید از مرحله آموزش تا تولید و عرضه اثر، زنجیره ای منسجم ایجاد کنیم و برای هر بخش برنامه داشته باشیم.
مهدوی با اشاره به برخی کم کاری ها در حوزه بودجه و برنامه ریزی فرهنگی بیان کرد: در این بخش ضعف هایی وجود داشته و گاهی آن گونه که باید برای فرهنگ سرمایه گذاری نشده است. البته این مسئله به معنای نادیده گرفتن تلاش هنرمندان و مدیرانی که در این حوزه فعالیت کرده اند نیست. افرادی که دغدغه فرهنگ و هنر داشته اند و تخصصشان در زمینه اشاعه فرهنگ، ترویج هنرهای آیینی و توجه به ابعاد معنوی و دینی هنر بوده، تلاش خود را انجام داده اند. هنرهای آیینی، هنرهای مبتنی بر حکمت دینی و معنوی و هنر ملی باید در کنار یکدیگر قرار می گرفتند و این پیوند تا حد زیادی شکل گرفته است، اما برای رساندن صدای این هنر به نقاط دوردست، امکانات و برنامه ریزی بیشتری نیاز بود. وقتی با یک جریان گسترده رسانه ای و فرهنگی مواجه هستیم، صرف تولید اثر کافی نیست و باید برای عرضه، معرفی و رساندن آن به مخاطب نیز برنامه داشته باشیم.
این آهنگساز با اشاره به مفهوم تهاجم فرهنگی گفت: این مسئله را باید در چارچوب یک جنگ نرم فرهنگی نیز مورد توجه قرار داد. در چنین شرایطی، طرف مقابل تنها با ابزار سیاسی یا اقتصادی وارد میدان نمی شود، بلکه از ظرفیت هنر، تصویر، موسیقی، سینما و دیگر ابزارهای فرهنگی استفاده می کند. بنابراین اگر هنر را ابزار مؤثر ارتباط با مخاطب می دانیم، باید برای حضور فرهنگی در این عرصه نیز برنامه ریزی جدی داشته باشیم.
وی درباره راهکارهای تقویت عملکرد ایران در عرصه فرهنگی و هنری اظهار کرد: نخستین مسئله، تقویت زیرساخت های آموزشی است. بضاعت هنرستان ها، دانشکده ها، آموزشگاه های موسیقی و سایر آموزشگاه های هنری باید به گونه ای تقویت شود که هنرجو و دانشجو بتواند در یک فضای مناسب آموزش ببیند و استعداد خود را پرورش دهد. حمایت از آموزش، در حقیقت سرمایه گذاری برای آینده فرهنگ و هنر کشور است. در کنار حمایت مادی، حمایت معنوی از هنرمندان و شخصیت های مطرح و درجه یک هنر نیز اهمیت دارد. وقتی هنرمند احساس کند جایگاه اجتماعی و فرهنگی او دیده می شود، انگیزه بیشتری برای تولید آثار ماندگار خواهد داشت. البته این حمایت نباید صرفاً به یک حوزه خاص محدود شود، بلکه باید مجموعه هنرهای مختلف را دربر بگیرد.
مهدوی تأکید کرد: مسئله دوم، رایزنی های فرهنگی و مدیران هنری داخل کشور هستند. باید این باور و یقین در میان مدیران فرهنگی شکل بگیرد که در دوره کنونی هیچ زبانی رساتر و نافذتر از زبان فرهنگ و هنر نیست. ایران با همه ظرفیت ها و دستاوردهایی که دارد، برای معرفی خود به جهان بیش از هر چیز به زبان فرهنگ و هنر نیازمند است. قدرت هنر در این است که بدون نیاز به ترجمه مستقیم بسیاری از مفاهیم را به مخاطب منتقل می کند. یک قطعه موسیقی، یک فیلم، یک نمایش یا یک اثر تجسمی می تواند با مخاطبی در نقطه ای دور از ایران ارتباط برقرار کند، حتی اگر زبان او با زبان هنرمند متفاوت باشد. به همین دلیل نباید نقش هنر در ارتباطات فرهنگی را دست کم گرفت.
وی گفت: از طرف دیگر، همین ظرفیت را جریان های مخالف ایران نیز مورد استفاده قرار می دهند. وقتی فیلم، موسیقی، تصویر یا یک اثر هنری با نگاه خاصی تولید و در جامعه منتشر می شود، می تواند از مسیرهای مختلف بر ذهن مخاطب اثر بگذارد. این موضوع به ویژه درباره نسل جوان اهمیت بیشتری دارد، زیرا بخش قابل توجهی از ارتباط نسل جدید با جهان از طریق محصولات فرهنگی و هنری شکل می گیرد. ما باید در طول این سال ها از تجربه های گذشته درس گرفته باشیم و به این باور برسیم که هر اندازه برای فرهنگ و هنر برنامه ریزی کنیم، باز هم نیاز به کار بیشتری وجود دارد. فرهنگ سازی برخلاف بسیاری از فعالیت های دیگر، یک شبه نتیجه نمی دهد و درازمدت است. ممکن است نتیجه یک برنامه فرهنگی چند سال بعد دیده شود، اما اگر از امروز برای آن برنامه ریزی نکنیم، در آینده نیز نتیجه ای نخواهیم داشت.
یکی از مسائلی که باید جدی تر مورد توجه قرار گیرد، میزان بودجه ای است که برای فرهنگ و هنر اختصاص داده می شوداین آهنگساز در پاسخ به این پرسش که در میان شاخه های مختلف هنر، کدام هنر ظرفیت بیشتری برای کارکرد فرهنگی مورد اشاره دارد، اظهار کرد: سینما حرف اول را می زند، زیرا یک صنعت و در عین حال هنری جامع است و بسیاری از هنرهای دیگر را در دل خود جای داده است. سینما بدون موسیقی نمی تواند همان تأثیرگذاری را داشته باشد و عناصر مختلفی مانند موسیقی، تصویر، بازیگری، طراحی صحنه و داستان در آن کنار یکدیگر قرار می گیرند. با این حال، نمی خواهم بگویم موسیقی هنر اول است یا سینما از موسیقی مهم تر است. به نظر من موسیقی یک پله عقب تر از سینما نیست و این دو می توانند دوشادوش یکدیگر در عرصه جهانی عرض اندام کنند. موسیقی در جهان توانسته است بسیاری از مفاهیم ارزشی و حتی ضدفرهنگی را منتقل کند و بر مخاطبان اثر بگذارد.
مهدوی با تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به موسیقی بیان کرد: وقتی به سینما بها می دهیم، باید به موسیقی نیز به همان اندازه توجه داشته باشیم. موسیقی به دلیل ماهیت شنیداری خود، ظرفیت بالایی برای انتقال پیام دارد و می تواند بدون محدودیت های زبانی و جغرافیایی با مخاطبان ارتباط برقرار کند. یک قطعه موسیقی می تواند در ابتدا برای مخاطب داخل کشور و سپس برای کشورهای همسایه و در ادامه برای مخاطبان دوردست تولید و عرضه شود. اگر قرار است فرهنگ ایرانی و اسلامی در خارج از مرزها معرفی شود، باید همه ظرفیت های هنری را در کنار هم ببینیم. سینما، موسیقی، هنرهای تجسمی، تئاتر و هنرهای آیینی هرکدام مخاطب و کارکرد خاص خود را دارند. نمی توان تمام بار معرفی فرهنگ یک کشور را بر دوش یک هنر گذاشت.
این استاد دانشگاه در پایان گفت: آنچه اهمیت دارد این است که فرهنگ و هنر را به عنوان یک سرمایه بلندمدت ببینیم. اگر تولید هنری با آموزش درست، حمایت از هنرمند، برنامه ریزی فرهنگی و عرضه بین المللی همراه شود، امکان آن وجود دارد که آثار ایرانی با مخاطبان بیشتری در منطقه و جهان ارتباط برقرار کنند. برای رسیدن به این هدف نیز باید میان دستگاه های فرهنگی، مراکز آموزشی، هنرمندان و رایزنی های فرهنگی هماهنگی بیشتری وجود داشته باشد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}